رمان رویای ارباب

رمان رویای ارباب پارت ۱۴

امروز روزی بود که خواهرش را تقدیم خاک میکرد…

چرا بدبختی هایش تمام نمیشدن!؟
حالا دیگر خواهرش میرفت کنار پدر و مادرش…
کاشکی او هم با خود میبرد….
حالا که کسی را نداشت،زندگی کردن برایش چه معنی داشت!

پشتش به رها گرم بود…که او هم از پیشش پرکشید..!

زجه ها و گریه هایش را فقط با امپول و قرص خواب آور آرام میکردند…

خواهرش را کنار دو قبر…قبر پدر و مادرش خاک کردند…

**************

حالا ۴٠ روز از اون روز تلخ میگذشت…
از اون روزی که برای همیشه بی کس و تنها شد…
از اون روزی که بدن بی جان خواهرش را در خاک گذاشتن…

در این ۴٠ روز فقط در اتاق خواهرش میخوابید،عروسک هایش را بغل میکرد….لباس هایش را بغل میکرد و بو میکرد…
بوی خواهرش را میدادند…

نه غذا میخورد نه آب….
حرفی هم نمیزد،انگار روزه ی سکوت گرفته بود،تنها جایی هم میرفت سرخاک بود!
که بیشتر موقعه ها نگین مانعه رفتنش میشد…

روی تخت دراز کشید بود، لباسش را بغل کرد بود

_رویا…رویا جونم
بیا یکم غذا بخور

فقط نگاهش کرد….هیچ حرفی نزد

_داری از دست میری رویا
الان این کار هارو میکنی رها برمیگرده!؟

_نه…ولی دل آتیش گرفتم که آروم میشه!

_قربونت برم
بیا بریم غذا بخوریم،بعدش باهم بریم سرخاک

_واقعا میبریم؟!

لبخند بی جونی زد
_آره فداتشم..

جلو رفت و دستش را گرفت تا بلند شود،بعضی موقعه ها میگفت چشمانش تار میبیند!
بخاطر گریه کردن زیادیَش، چشمانش دیگر سو نداشتن!

باهم ناهار خوردن، بعد ناهار هم به گل فروشی رفتن و یک دسته گل گرفتند و سرخاک رفتن

_میشه تنهام بزاری!؟

_رویا…

_خواهش میکنم!

نفسش را خسته بیرون فرستاد،میترسید حالش بد شود..

_من میرم تو ماشین منتظرتم

_باشه

دستش را روی قبر سرد پدرش کشید…

_کاش بودین…
اگر شما دوتا بودین،شاید الان رها زنده بود…
الان اینقدر من بی کس و کار نبودم
پشتم بهتون گرم بود حداقل…
ولی الان که رفتین چه کنم!؟
با این همه خاک چه کنم؟!
با این دلی که حسرت یک دیدارتون رو میکشه چه کنم!؟
دلم میخواد ببینمتون…بغلتون کنم…بوستون کنم…دلمو خوش کنم به اینکه منم خانواده دارم!
پدر دارم
مادر دارم
خواهر دارم

دوباره اشک از چشمانش جاری شد…
دلتنگ بودن، بدتر حس دنیاست!

_وقتی رفتین، با خودم گفتم من الان باید قوی باشم…باید درمون درد خواهرم باشم
نباید بزارم حسرت پدر و مادر داشته باشه
نباید بزارم بگه من پدر و مادر نداشتم واسم اینو نخریدی!
میدونستم هرکاریم کنم،نمیتونم جای شما رو براش بگیرم….
ولی تسلیم نشدم…بازم همه کار کردم
ولی نشد
رها اومد پیشِ خودتون…
منم زود میام پیشتون…دوباره میشیم یه خانواده
دوباره کنار هم یه زندگی میسازیم که همه حسرتش رو بخورن!

(کامنت یادتون نرهاااا
با کامنت هاتون بهم انرژی میدین🥺💙)

4/5 - (295 امتیاز)

Sahar mahdavi

تو همون یاری هستی که شهریار میگه بدون وجودش شهر ارزش دیدن ندارد:)⛓️🫀 ️
اشتراک در
اطلاع از
guest
27 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
لیلا مرادی
20 روز قبل

من خودم دارم پارت غمگین تایپ میکنم دیگه اینو خوندم بیشتر بهم ریختم😥💔

راستی اگه نوش‌دارو رو بخونی خوشحال میشم همونجور که کارهای بقیه رو دنبال میکنم انتظار حمایت رو از تک تکتون دارم😊

HSe
HSe
پاسخ به  لیلا مرادی
20 روز قبل

حتما لیلا جونم ما از رمان قشنگت حمایت میکنیم … 💜
واقعا بیشتر نویسنده های سایت ها خیلی عالی مینویسند … کاشکی از یکجا حمایت و دیده میشدند 🥲❤️

لیلا مرادی
پاسخ به  HSe
20 روز قبل

مرسی تو همیشه بهم لطف داری گلی😘🤗

فقط منظورتو نفهمیدم سایت‌ها منظورت چی بود؟

HSe
HSe
پاسخ به  لیلا مرادی
20 روز قبل

قربونت🥲❤️
مد وان … رمان وان … رمان دونی … توی همه این سایت ها نویسنده های زیادی هستند که قلمشون خیلی خوبه و واقعا لایق دیده شدن هستند …

HSe
HSe
پاسخ به  HSe
20 روز قبل

دنیای رمان هم هست … ولی برای گذاشتن رمان خیلی شرایط داشت ، اونجا حس میکنم بیشتر حمایت میشه و کاربران بیشتری داشت .
من از دنیای رمان هم رمان خوندم … قلمشون قویه ولی همونطور که گفتم خیلی شرایط داره ….

دوستدار صداقت
دوستدار صداقت
پاسخ به  لیلا مرادی
20 روز قبل

نوشداروعالی ،خداقوت خانم مرادی دنبالش میکنم وقلمتون خوبه ،موفق باشید

HSe
HSe
20 روز قبل

خیلی غمگین بود سحرجان 😥 وقتی میخوندم همه بدنم لرزید ، خیلی غم بدیه …
خسته نباشی …

تارا فرهادی
20 روز قبل

الان وقت ندارم سحری شب میخونم نظر میدم🥺🥺

Ghazale hamdi
20 روز قبل

خیلی نامردی اشکم دراومد🥺
رویا خیلی گناه داره😥

Ghazale hamdi
پاسخ به  Sahar mahdavi
20 روز قبل

من کجام نامرده🥺😥

Sahar mahdavi
Sahar Mahdavi
پاسخ به  Ghazale hamdi
20 روز قبل

نزار بگم دیگه😏
هرچند همه از شاهکارات خبر دارن
یکیشونو برات میگم،چون اگه نگم این دلم میترکه!
گند زدن به زندگی آرمان و هلما….

Ghazale hamdi
پاسخ به  Sahar Mahdavi
20 روز قبل

فقط همین یدونست دیگه که اونم از کجا میدونید شاید گند نزدم🥺🥺😥

خواننده رمان
خواننده رمان
20 روز قبل

ناراحت شدم برا رویا ولی قشنگ بود سحر خانم پارتا رو طولانیتر کن

تارا فرهادی
20 روز قبل

و اینک آیدین وارد میشود البته وارد شده بود الان به صورت جدی مگه نه سحری؟🤣🤣
خسته نباشی طولانی تر بده لطفا🥺😍💜

Tina&Nika
پاسخ به  Sahar mahdavi
20 روز قبل

بابا چرا با اسم من اینجور کار رو میکنید اخه 😂 هر چی کاراکتر منفی اسم من روشه

لیلا مرادی
پاسخ به  Tina&Nika
20 روز قبل

برای اینکه فقط یه تینای مهربون و خوب داریم🙃🤣

Sahar mahdavi
Sahar Mahdavi
پاسخ به  لیلا مرادی
20 روز قبل

اون که بله…
دیگه من چیکار کنم آیدین عاشق تینا خانوم شده!؟😂

Sahar mahdavi
Sahar Mahdavi
پاسخ به  Tina&Nika
20 روز قبل

😂😂😂😂😂😂😂😂

Tina&Nika
20 روز قبل

زیبا بود سحر جان ❤️ بی صبر منتظر مائده هستم

Sahar mahdavi
Sahar Mahdavi
پاسخ به  Tina&Nika
20 روز قبل

مرسی تینا جونم🤣👌🏻🤍
امشب مائده رو تایپ میکنم، دیگه فکر کنم فردا تایید کنه
یا شایدم امشب ستی دوباره انلاین بشه😊

دکمه بازگشت به بالا
27
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x