نویسنده هایی که به مدت یک ماه پارت گذاری نکنن رمانشون از سایت حذف میشه

رمان آتش

رمان آتش پارت 1

4.9
(133)

یکی بود و هنوزم هست..!!!

💥رمان آتش

نویسنده: sety

**خلاصه:
حتما شنیدین ک میگن””هر اتفاقی ک بیافته 99 درصد اون اتفاق رو به خاطر تصمیمات خودمونه و فقط و فقط یه درصدش رو سرنوشت تشکیل میده..””

شاید دور از تصور باشه ک یه دیدار ساده..یه تصادف.. یه ملاقات.. قراره پیله تنهایی یه آدم رو بشکنه و پروانه درونش رو آزاد کنه..

همش کار همون سرنوشت یه درصدیه..

همون یه درصدی که زندگی دختر تنها و گوشه گیر رو از راکد بودن خارج میکنه..

دختری ک سال ها پیش در یک شب تمام خوانواده اش را از دست داد و غم این اتفاق باعث شد تمام وقتش صرف کارش شود و بشدت موفق شود..

اما آیا این موفقیت و سرد بودن کافی است؟؟!!

*** این پارت فقط معرفی موقعیت های شخصیت ها است و بهتون توصیه میکنم حتما بخونید***

⛔⛔ توجه داشته باشید تمامی شخصیت ها و اتفاقات ساخته ذهن نویسنده هست و قصد و نیت خاصی از بیان وقایع وجود ندارد⛔⛔

***

نفس سعادت

اسم دوم: آترا

مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت dream box دریم باکس

آریسا بهرامی معاون آترا و از اعضای هیئت مدیره شرکت دریم باکس

آترا و آریسا دوستای صمیمی ای هستن ک از دوران راهنمایی با هم دوستن تو دبیرستان با پنج تا دختر باحال دیگه آشنا میشن. (هانا- هانیا- ساناز- آرام- گیسو)این هفت نفر علایق مشترکی توی برنامه نویسی و کار با برنامه های گرافیکی و کلا کامپیوتر دارن برای همین با هم دیگه یادشون میگیرن. به جز ساناز ک به وکالت علاقه داره و درنهایت وکیل میشه..

بعد از دبیرستان از هم جدا میشن و هر کدوم علایق دیگه شون رو دنبال میکنن. بعد از دوسال یعنی وقتی تقریبا همه شون ۲۰ ساله هستن آترا تصمیم میگیره یه شرکت بزنه و برنامه تولید کنن..

با همدیگه میشینن و خودشون هفت نفر صفر تا صد برنامه دریم گپ رو مینویسن ک تو ایران و تا حدودی جهان به شهرت میرسن. این برنامه یه جورایی تلفیقی از واتس اپ و اینستا و برنامه های پرکاربرد دیگه با کلی ابتکار و البته با حجم فوق العاده کمتر بود..

بعد از شهرتشون برنامه نویسا و گرافیستا رو استخدام میکنن و برنامه و بازی و اینا تولید میکنن…

آترا و آریسا درگیر کارای دیگه شرکت هستن و فرصتی برای برنامه نویسی ندارن. اما بقیه دخترا کار سبک تری رو دوششونه و این فرصت رو دارن. طرز کار شرکت این شکلی ک هرکدوم از دخترا سرپرست یه بخشی هستن.. مثلا شرکت چندین وکیل داره و ساناز سرپرستشونه. یا مثلا یه عالمه گرافیست داره که دو قلو های هانا و هانیا سرپرستشونن…

دخترا تصمیم میگیرن حالا ک آدمای مورد اعتمادی پیدا کردن ک وظایفشون رو بسپرن وقتشه دوباره وارد چالش بشن و سیستم عامل تولید کنن..

آترا و آریسا موافقت میکنن و قرار میشه مث روزای قبل هفت نفری کد بزنن…

اما یه مشکلی هست و اونم اینه ک سسیتم عامل رو نمیشه مث برنامه پخش کرد و اونا باید براش یه وسیله ای پیدا کنن…

*

مسیح راد منش

مدیر عامل و رئیس هیئت مدیره شرکت a capital ا کپیتال

دانیار راستین معاون مسیح و از اعضای هیئت مدیره

شرکت ا کپیتال هم مث شرک دریم باکس از هفت تا رفیق دوران دبیرستان تشکیل شده.(سپهر- مهیار- دیاکو- هیراد- رادوین) این هفت نفربه جز سپهر همه گیشون طراح و مهندس سخت افزار هستن و عضو هیئت مدیره این شرکتن. سپهر هم ویکلشونه…

این شرکت با شرکت های ایرانی ک گوشی تولید میکنن یا نیاز به قطعه های الکترونیکی برای لوازم برقی دارن قرار داد میبنده و بر اساس طرحی ک به اونا میدن تلفن همراه و لپ تاپ و …. تولید میکنه. یه جورایی کارخونه دارن.. دستگاه هایی ک تو این کارخونه ها استفاده میشند گرون هستن و هم چنین وارد کردنشون به ایران بسیار هزینه بره برای همین اکثر برند های ایرانی ک لوازم الکترونیکی تولید میکنن با این شرکت قرار داد میبندن…

مسیح و تیمش تصمیم میگرین با طراحی و تولید خودشون نسل جدیدی از تلفن های همراه ک اجازه ورود به ایران رو نداره و حتی تو کل جهان تعداد اندکی ازشون تولید شده رو بسازن…

بریم ببینیم سرنوشت قراره اتفاقای هیجان انگیزی برای این 12 نفر رقم بزنه…

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.9 / 5. شمارش آرا : 133

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر

seti bad

اے کــاش عــشــقـღ را زبــان ســخــن بــود
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x