رمان رزا

رمان رزا پارت شش (6)

4.4
(38)

منتظر موندم جواب بده

_باشه میام..ادرس؟

_براتون میفرستم..

_فقط اقای؟

_کیانی هستم گرشا

_جووون اسمتم مثل صدات قشنگه

_جاااان؟!!!!!

صدای متعجبش باعث شدم بفهمم چی گفتم با دست زدم تو سر خودم ای خاک تو سرت رزا همیشه گند میزنی

_هیچی اقا با شما نبودم

حس کردم با لبخند عصبی گفت: الله اکبر..

وا این چشه؟

_چیزی گفتین اقا؟

_نخیر خانم من راس شیش پیشتونم فقط حتما حتما اقاتون خونه باشه که باهاتون تنها نشم

_اگه تنها بشیم چی میشه مگه؟

_لا اله الاالله با اجازه..
قطع کرد وااا!!!!!
این چرا همچی کرد؟ اگه تنها بشیم چی میشه مگه؟نکنه از این حاج اقاها باشه؟ نه حاج اقا که مربی بدن سازی نمیشه

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.4 / 5. شمارش آرا : 38

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر
اشتراک در
اطلاع از
guest
2 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
RAHAY
RAHAY
16 روز قبل

بسیار عالی 💕😍

Shabgard TTL
15 روز قبل

جرر😂😂😂

دکمه بازگشت به بالا
2
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x