رمان رویای ارباب

رمان رویای ارباب پارت ۴

4.6
(146)

بعد از شستن طرف ها شیشه پاکن و دستمال گرفت، افتاد به جون اشپزخانه…

در فکر و خیال خودش بود که…

_رویا

_هییییع…

خدا لعنتت کنه، اخه یهو میای میگی رویا
ای مرگ رویا

_چته؟

_ترسیدم اقا!

_بجز منو تو کسه دیگه ای تو این خونه هست؟!

_نه

_پس دلیلی نداره بترسی

حرفی نزد و به کارش ادامه داد

_یادت نره وقتی اشپزخونه رو تمیز کردی…طی بکشیش
بعدشم برو توی هال
کیسه ی زباله هم توی کابینت پایینی هست
همه جارو باید برق بندازی…بعدشم برو اتاق هارو تمیز کن
بعدشم حیاط

دلش میخواست همینجا این مرد روبرویش را خفه کند…

حیف که خیلی به این کار نیاز داشت!

_چشم اقا

_ظرف هارو با دست شستی؟!

_بله

قهقهه ای زد

گنگ نگاهش کرد
_چرا میخندین!؟

_چرا نزاشتی توی ماشین ظرف شویی؟!

نگاهی به ماشین ظرف شویی کرد

چرا از اول ندیدش…
وای خدایااااا

_حالا اشکال نداره من میرم تو اتاقم استراحت کنم

گفت و رفت
در دل پرویی نثارش کرد و به کارش ادامه داد

به گفته مرد عمل کرد و اشپزخانه را طی کشید و برق انداخت همه جا را

کیسه زباله را برداشت و اشغال هایی که روی میز بود را ریخت…
چشمش به قوطی شیشه ای افتاد!

بویش کرد، بوی خیلی تندی میداد!
یعنی مشروبم میخوره!؟

یا خدا…

هال را دستمال کشید و جارو زد
لباس های ریخته روی مبل را توی لباس شویی انداخت و روشنش کرد
اتاق ها هم تمیز کرد

اخه یکی نیست بگه تویی که مجردی، ۴ تا اتاق خواب میخوای چیکار کنی!؟
خونه ی به این بزرگی میخوای چیکار کنی!؟

نفسش را خسته بیرون فرستاد…

کمرش از درد راست نمیشد!

وای
حالا باید میرفت حیاط هم میشست…

ای خدا…

رفت توی حیاط و به درخت ها و گل ها اب داد
حیاط را شست

*****

خسته و کوفته روی مبل نشست

از این همه درد خسته شده بود
خدایا منو میبینی اصلا؟!
خودت خسته نشدی از زجر دادن من؟
چرا به من رحم نمیکنی؟
چرا نزاشتی مثل دخترای دیگه بچگی کنمو درسمو ادامه بدم؟!
چرا توی ۱۴ سالگی بی کس و کارم کردی!؟
چرا خدا
چرا؟؟

اشک هایش روی گونش اش، درست مثل سیل میباریدند…

خدایا
اگه میبینی وایسادم
اگه میبینی دارم تحمل میکنم
فکر نکن من قوی ام…
نه…من فقط بخاطر داشتن رها دارم اینکار هارو میکنم…

چون نمیخوام تنها کسی که از زندگی دارم رو از دست بدم!

نفسش را پر از درد بیرون فرستاد

اشک هایش را پاک کرد

در آشپزخانه رفت تا شام درست کند

اوففففف
حالا شام چی درست میکرد!؟

در فریزر را باز کرد، چشمش افتاد به فلافل و ناگت های نیمه آماده….

فلافل و ناگت ها را بیرون اورد و توی ماهیتابه سرخشان کرد
کنارش هم سالاد درست کرد

میز را چید

اووفففف باید بیدارشم بکنم؟

ای خدا خودت به من صبر بده

به سمت اتاقش رفت، در زد

صدایی نشنید…پس هنوز خواب بود!

ارام وارد اتاق شد و رفت بالای سرش ایستاد

_اقا….اقا ایدین؟؟

تنها پلک هایش تکان خوردند…

_اقا…

_جون دلم؟

چشمانش گرد شد!

چشم های مرد بسته بود و انگار داشت خواب میدید!

_اقای افشار!

_بیا پیشم بخواب نیوشا

نیوشا دیگه کدوم خریه؟

صدایش را بالا برد

_اقا ایدین بیاین پایین شام بخورید

یه جورایی با داد گفته بود!

چشمانش را باز کرد

_چه خبرته؟ اینجا خونه ی ننت نیست داد میزنی!

_من…

_من کوفت!

_شما…شما بیدار نمیشدین منم…

_ببند دهنتو
گمشو از جلوی چشمم

چرا بغض کرده بود!؟ هیچ حرفی نمیتوانست بزند
انگار دهانش را بسته بودند!

سریع از اتاق خارج شد و چادرش و کیفش را برداشت

هرچی فحش بلد بود در دل نثار مرد میکرد

_کجا میخوای بری

_به تو چه ربطی داره

_نرو رویا من یه چیزی گفتم

_فکر کردی هرچی دلت میخواد میتونی به من بگی و بعدشم بگی من یه چیزی گفتم دیگه؟

_من ازت عذرخواهی میکنم بیا

_برو ببینم

چادرش را روی سرش گذاشت و سمت در رفت

دستش را روی دستگیره گذاشت خواست فشار دهد که دستی رو دستش نشست

_ازت عذر خواهی کردم
توهم کینه ای نباش ببخش

سریع دستش را از دستان مرد بیرون کشید

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.6 / 5. شمارش آرا : 146

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر

Sahar mahdavi

✌️😁
اشتراک در
اطلاع از
guest
106 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Ghazale hamdi
7 ماه قبل

عالی بودددددددد🥰🤍
حس میکنم آیدین عین اکثر رمان‌ها وحشی نیست
ازش خوشم میاد البته تو استعداد خیلی خوبی توی خراب کردن تصوراتم داری سحری پس روش حساب نمیکنم😮‍💨🥺🥲🤕

Ghazale hamdi
Ghazale
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

🥰🤍
کلا یاد گرفتم روی شخصیت هایی که تو خلق میکنی حساب نکنم چون حالم رو میگیری🥺😭😭

Ghazale hamdi
Ghazale
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

خداکنه علیرضا فعلا لازمت داره🥰🤍

Ghazale hamdi
Ghazale
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

خاک به سرم خیلی منحرفی سحرییییی🤦‍♀️🤦‍♀️😂😂
خب علیرضا لازمت داره بلاخره باید زنش پیشش باشه واسش غذا درست کنه و به حرفش گوش نده دیگه😜😜😅😅

تارا فرهادی
7 ماه قبل

عالی بود سحری خوشگلم😘😘🧡

و باری دیگر نیوشا
نیوش کجایی همه سایت عاشقت شدن🤣🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

نیوشا چی 🤣🤣🤣من چرا نمیفهمم راجب چی حرف میزنیننن🤣🤣🤣

saeid ..
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

این پارت رو باید بخونی 🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

الان میخونم🤣

saeid ..
7 ماه قبل

به نظر که مهربون میاد…حالا بازم مشخص نمیشه
قشنگ بود…منتظر پارت بعدی هستم 😊

Newshaaa ♡
7 ماه قبل

خوندم پارت رو سحریی❤😂
بابا نکنیددد نیوشا صاحاب داره انقدر همه عاشقم نشننننن🤣🤣🤣🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

دیگه دیگه….😂🤣🤣🤣🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

بذارممم؟🤣❤

saeid ..
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

جدید باشه لطفا 😂

Newshaaa ♡
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

دیگه چییی🤣باشه یه جدید دارم لیلا خوشش اومده گفته بود بذارم
البته مال چند ماه پیشه

Newshaaa ♡
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

سحری اگه هستی بگو بذارم😂🤦🏻‍♀️

saeid ..
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

عب ندارع بزار
من ندیده باشم فقط 😂

Newshaaa ♡
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

وایسا سحر اعلام حضور کنه چون میخوام زود برش دارم😂😐

saeid ..
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

گذاشتی بزار منم تایید کنم که دیدم 😂

Newshaaa ♡
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

باشه…خودتون یه ساعتی مشخص کنید اون موقع میذارم پنج دقیقه بعد برمیدارم😂

saeid ..
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

همین حالا بزار
منممممم میخوام ببینم خب
زود تند سریع بزار

Newshaaa ♡
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

بابا خب الان که سحر نیستتت😂😂😂

saeid ..
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

باشه
اصلا من قهرم😂🥺

Newshaaa ♡
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

حالا قهر نکنننن🥺😂
بذار شب میام اگه سحر بود میذارم😂

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

ستی تایید کن🤣🤣
(انگار نه انگار دو ثانیه ست فرستادم🤣)

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

یکم یاد قبلا افتاده بودم
یه دلنوشته نوشتم😁

saeid ..
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
7 ماه قبل

انتظار زیادی ازش داریم 😂

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  saeid ..
7 ماه قبل

نه حالت درد و دله بیشتر🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

ساعت دوازده برنامه فیلم دیدن داریم😂😂شاید ده و نیم اینا بذارم یا یازده البته اگه هستی

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

الان گذاشتم که😂🤦🏻‍♀️

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

ای وااااییی😂🤣🤣🤣
عزیزم تو که مشکلات خودت خیلی خوشگلی😍
به آیدین جان بگو دور منو یه خط قرمززز بکشه🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

مشکلااات چیههه ماشالا منظورم بوددد🤣🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

مشکلات🤣🤣🤣🤣🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
7 ماه قبل

تقصیر ادیت این بی صاحابه آخه کی خواست تو ادیت کنیییی😡😂😂😂

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

فدات عزیزم😍💋
قبلا هم گفتم بیچاره چیههه قبلا گفتم عاشق آدم صاحاب دار نباشه🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
7 ماه قبل

آره کثافتا همتون خوشگلی ازتون میباره😪
کاشکی یه دماغ مثل شما ها داشتم برین دماغاتونو ببوسین🥲🥲🥲🤣🤣

Newshaaa ♡
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
7 ماه قبل

واااا تو به این گشنگی ضحی حرف نزن میام براااتااا😒😡😡😡😡

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  Newshaaa ♡
7 ماه قبل

حرف نزن🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲🥲

Newshaaa ♡