رمان مثل خون در رگ های من

رمان مثل خون در رگ های من پارت ۱۸

3.6
(114)

اینقدر شب عروسیم خسته بودم که وقتی پامو توی اتاقم گذاشتم، با همون لباس عروس و ارایش خوابیدم!
صبحش با کمر درد بیدار شدم…
لباس بدجوری به کمرم فشار می اورد، اَه….چطوری بعضی از دخترا لباس های عروسی پف پف بلندددد میپوشند؟؟ چطوری تحمل میکنن؟؟
برای منی که همش لباس های خنک و گشاد میپوشم این بدترین لباسی بود که تاحالا پوشیدم…از خوشگلیش هرچی بگم کم گفتم، ولی خدایی سخت بود!

لباس عروسمو با لباس خونگی، ست شلوار و پیراهن عوض کردم که طرح های فانتزی داشتن….اخیشششششششششش
به این میگن لباس!
ادم کیف میکنهههه

یه نگاه به ساعت انداختم که ۱ رو نشون میداد…
چرا بیدارم نکردنننن

رفتم توی هال، مامان داشت ناهار درست میکرد
یواشکی رفتم از پشت بغلش کردم

رزا_قربونت برمممم

الهه_من قربونت برم عروس نازم

صورتشو بوسیدم

الهه_راستی رزا…محبوبه جون زنگ زد گفت به رزا بگو چند روز بیاد پیشه خودمون بمونه

رزا_برم اونجا؟؟؟

الهه_خودت میدونی…دیگه غریبه نیستن خانواده شوهرت هستن

رزا_میرم….یه سرگرمی میشه دیگه

مامان خندید
الهه_دیونه

رزا_فدات
میگم اراد کجاست؟

الهه_نگین زنگ زده گفته هنوز خوابیده

رزا_واااا
عجب تنبلیه! من عروس اون جشن بودم الان بیدار شدم، اراد هنوز خوابه….

الهه_عه رزاا بچم خسته اس چیکارش داری؟

رزا_اوففففففففففففففففففففففففففف
شماهم که ففط لوسش کن

الهه_برو ببینم بچه پرو

از اشپرخونه بیرون رفتم و به سمت اتاقم رفتم
کوله مو گرفتم و یه چند دست لباس گذاشتم
وسایل ارایشم رو توی کیف مخصوص گذاشتم و گذاشتمش توی کولم….با شارژ گوشیم و ایرپاد

خب وسایلم اماده اس

رفتم پایین که بابا رو دیدم

رزا_سلام باباصبحت بخیر

فرید_سلام دخترم…ممنون ظهر توهم بخیر!

باهم خندیدیم…

الهه_شما پدر و دختر چی میگین و میخندین؟؟؟

فرید_هیچی خانوم، داریم باهم گپ میزنیم

الهه_عههههه ن بابا!

رزا_تا میتونین با من گپ بزنین، من برم تو غار تنهایی های خودم دیگه اینجا نمیتونم بیام

الهه_غار تنهایی دیگه چه صیغه ایه؟

خندیدم و گفتم
رزا_خونم رو میگم مامان….

مامان با خنده گفت
الهه_دیونه ای تو بخدا

( ببخشید کم نوشتم، پارت بعد طولانی تر مینویسم…🙂🤍)

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 3.6 / 5. شمارش آرا : 114

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر

Sahar mahdavi

✌️😁
اشتراک در
اطلاع از
guest
10 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
Ghazale hamdi
8 ماه قبل

عالی
خسته نباشی عزیزم😘
از صب ده بار چک کردم بلاخره گذاشتی😍

آخرین ویرایش 8 ماه قبل توسط Ghazale hamdi
Ghazale hamdi
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
8 ماه قبل

تو هم هر پارتی رو که از دیازپام خوندی نظرت رو بهم بگو حتما😘😘

Ghazale hamdi
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
8 ماه قبل

نامرد خب تو خصوصی بگو🥲
دوس دارم نظرت رو بدونم🙃

Ghazale hamdi
پاسخ به  𝒮𝒾𝒮𝒾 ‌
8 ماه قبل

چشمت بلا نبینه قشنگم🥰

لیکاوا
لیکاوا
8 ماه قبل

واییییییییییی توروخدا پارت بیشتر بده

Setareh
Setareh
8 ماه قبل

مرسییی

دکمه بازگشت به بالا
10
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x