نویسنده هایی که به مدت یک ماه پارت گذاری نکنن رمانشون از سایت حذف میشه

رمان برای تو

رمان برای تو پارت ۱۲

0
(0)

 

 

صدای آرشا در اومده بود وقتی مارو درحالی که داشتیم از پله ها پایین اومدیم دید سری تکون داد و بالاخره تشریف آوردید میگفتین گاوی گوسفندی چیزی زیر پاتون میکشتیم سها چشم غره ای نثار آرشا کرد و بصورت نامحسوس ایش و عنتری گفت آرشا سرشو سمت سها چرخوند و گفت چیزی گفتی؟

سها با قیافه ای که حق به جانب گفت نه چی میتونم بگم داشتم برای داداش خوشتیپم  و ان یکاد میخوندم که چشم بد رو ازت دور کنه ،،آرشا نگاهی که میگفت خر خودتی رو به سها انداخت و بسمت در هال حرکت کرد و ماهم عین جوجه پشت سرش حرکت میکردیم بعد خارج شدن ما آرشا در ویلای زیباشو بست و بسمت ماشینش حرکت کرد سها در جلو رو باز کرد و نشست منم پشت بند سها حرکت کردم و در عقب رو باز کردم و نشستم  آرشا ریموت در رو برداشت و در حیاط رو باز کرد و ماشین رو به حرکت در اورد

سها●داداشی اول قراره کجا بریم ؟

آرشا همونطور که هواسش چهار چشمی به جلو بود که اتفاقی نیفته گفت اول میریم یه سفره خونه ای چیزی میخوریم بعد میریم مایحتاجمون رو میخریم

سها اهانی گفت و سرشو با ضبط ماشین گرم کرد بعد کلی بالا پایین کردن روی یه آهنگ استپ کرد و ولوم صداشو بالا برد

<<<سرتو بذار روی شونه ام

Put your head on my shoulder

من را در آغوشت بگیر عزیزم

Hold me in your arms, baby

اوه خیلی محکم فشارم بده

Squeeze me oh-so-tight

به من نشان بده که تو هم مرا دوست داری

Show me that you love me too

لباتو بزار کنار لبام عزیزم

Put your lips next to mine, dear

عزیزم یه بار منو نمیبوسی؟

Won’t you kiss me once, baby?

فقط یک بوسه شب بخیر، شاید

Just a kiss goodnight, maybe

من و تو عاشق خواهیم شد (من و تو عاشق خواهیم شد)

You and I will fall in love (you and I will fall in love)

مردم می گویند که عشق یک بازی است

People say that love’s a game

یک بازی که فقط نمی توانید برنده شوید

A game you just can’t win

اگه راهی هست

If there’s a way

یه روز پیداش میکنم

I’ll find it someday

و سپس این احمق با عجله وارد می شود

And then this fool will rush in

سرتو بذار روی شونه ام

Put your head on my shoulder

در گوشم زمزمه کن عزیزم

Whisper in my ear, baby

کلماتی که می خواهم بشنوم، به من بگو

Words I want to hear, tell me

به من بگو که تو هم مرا دوست داری (به من بگو که تو هم مرا دوست داری)

Tell me that you love me too (tell me that you love me too)

سرتو بذار روی شونه ام

Put your head on my shoulder

در گوشم زمزمه کن عزیزم

Whisper in my ear, baby

کلماتی که می خواهم بشنوم عزیزم

Words I want to hear, baby

سرتو بذار روی شونه ام

Put your head on my shoulder

<<<♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡♡

 

 

 

بعد این آهنگ سها دیگه دست به ضبط نزد و سرشو با گوشی تو دستش گرم کرد منم سرمو با تماشا کردن منظره زیبای بیرون گرم کردم بعد گذشت دقایقی نه چندان طولانی به یک سفره خونه سنتی رسیدیم بعد پارک کردن ماشین از ماشین پیاده شدیم و پشت سر آرشا راه افتادیم
سها●وای داداشی اینجا چه جای باحالیه چرا تاحالا منو اینجا نیوردی
آرشا نگاه اندرسفیهی بهش انداخت و هیچی نگفت نه تنها سها بلکه منم با دهن باز به این جای دنج و زیبا نگاه میکردم باهم وارد سفره خونه شدیم
یکی از کارکنان اونجا بسمتمون اومد و رو به آرشا گفت=سلام آرشا جان خوش اومدی خیلی وقت بود اینجا ندیدمت و انگار تازه متوجه ما شده بود رو به ما کرد و سلام احوال پرسی کوتاهی کرد

آرشا دستشو سمت اون آقا برد و گفت چطوری کیوان جان مشغله ی کاری نمیزاره تازه بعد مدتها سرم خلوت شد گفتم بیام دلی صفا بدیم و برگردیم
کیوان خنده ی کوتاهی کرد و گفت زیاد سرپا موندید بیاببرمت همون جای همیشگیت
پشت سر آرشا و کیوان حرکت کردیم و به یک قسمت دنج رفتیم و روی تخت هایی که به زیبایی چیده شده بودن نشستیم کیوان سفارشامونو گرفت و رفت
سها و آرشا جفتشون سرشون تو گوشی بود و من با گوشه ی شالم بازی میکردم تا وقت بگذره ازین بلاتکلیفی و ندونستن خسته شده بودم ……

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 0 / 5. شمارش آرا : 0

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر

roya hedayatiii

- پناهنده به دنیایِ خیالی . . . !️
اشتراک در
اطلاع از
guest
0 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
دکمه بازگشت به بالا
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x