رمان غرامت

رمان غرامت پارت 15

4.1
(65)

نگاهم بالاکشید و سعی داشت پایین تنه‌اش را ثبت نکند
همآن در کوچک را باز کرد و واردش شد
به احتمال زیاد باید حمام باشد..

-کجآ موندی؟

به خودم آمدم و با ترس وارد همانجایی که حدس زدم حمام باشد شدم
که آنم درس درآمد
طول و عرض حمام با سرامیک سفید مانند مکعب تنگ و در عین حال مجهز به همه موارد مورد نیاز بود..
مهران روبه روی آیینه تقریبا بزرگی که به دیوار متصل بود ایستاد و دستی به ریش‌اش کشید..

-بیا تو

هنوزم نمی‌دانستم قرار است چکاری انجام بدهم.

-از تو اون کارتن دم در ماشین اصلاحم بیار

طبق امرش ماشین اصلاح را برداشتم از ترس در را همانطور باز گذاشتم انگار کسی در میان اتاق است که مرا نجآت دهد..
به سمتش می‌روم و در چندقدمی‌اش می‌ایستم، از راه رفتنم آنم با این سر و وضع که هربار گیس هایم به شانه هایم برخورد و برهنگی‌ام را یاد آور می‌شود بدم می‌آید
از آیینه دل کند و نگاهی به من انداخت

-اینا رو برام بزن
دستی به ریش های بلندش کشید،
از تعجب چشمانم را گرد کردم که نگاهش خیلی سریع روی بدنم چرخی زد و کمی عصبی دستی میان موهای‌اش کشید

-نگفتم سرم و بزن که چشات و گرد می‌کنی!

به خود آمدم کمی سعی کردم با دستانم ممنوعه های که باعث آن دانه عرق کنار شقیقه هایش شده‌است بپوشانم
آخر مگر مجبوری؟خودت عذاب بیشتری می‌کشی نه من!
یک قدم فاصله را کم می‌کنم ، ماشین را روشن می‌کنم خیلی بارها من بودم که از روی علاقه زیاد ریش یا موهای عمویم را کوتاه کردم

-الان تو اون فاصله میخای چی بزنی؟

بی‌اراده لرزیدم و چشم دزیدیم که باز او را عصبی کردم، بازو هایم را به چنگ گرفت مرا به دیوار سرد حمام کوبید

-بهت میگمم عصبی‌ام نکن تو نمیفهمی نه؟

دستان جمع شده روی سینه‌ام کمی عقب می‌رانم تا آن ماشین روشن کاری دستمان نداده..

-بب..خشید

دستانش را آزاد کرد و کنارم روی دیوار گذاشت و سرش در مماس صورتم نه کمی پایین تر قرار داد

-حالا بزن

دست لرزانم را به سمتش دراز کردم
سخت ترین کار ممکن بود مخصوصا در برابر نگاه خیر او

-این کبودی روی بازوت چیه؟

لبانم را به دهن کشیدم ماشین را روی ریش های زبرش گذاشتم

-دستای تویه..

حواسم را دقیق جمع کردم تا به زخم های تازه آسیبی نرسانم ولی مگر می‌شد
نفس های گرمش روی گردنم پخش می‌شد و نگاه خیرش حوالی بازویم

-چقد نازک نارنجی

دقیقن آن فشار دستانش مرد آهنین را می‌ترکاند مرا فقط کبود کرده مبارکم باشد..

-من و عصبی نکنی کار به کارت ندارم..

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.1 / 5. شمارش آرا : 65

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر
اشتراک در
اطلاع از
guest
101 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سارا ساوا
سارا ساوا
پاسخ به  الماس شرق
10 ماه قبل

مرسی عشقم😍🙏🔥

بی نام
10 ماه قبل

یعنی تامیام برم تواوج قصه تموم میشه خیلی کمه بخدا

بی نام
پاسخ به  الماس شرق
10 ماه قبل

فدات بشم آخه داستانت خیلی قشنگیه دوست دارم همشویه جابذاری

sety ღ
10 ماه قبل

لعنتییی 🤤 ❤
یامور چرا مثل آدم با این فرشته جذااااااب برخورد نمیکنی آخه؟؟ 🤤 ❤ 🤣
چرا ازش میترسی؟؟؟؟ اینکه انقدر کرااشه🤤😂

آخرین ویرایش 10 ماه قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

وای ازدست توستی پسره روزاول بهش گفت دختره علی مفنگی بعدم دستشوکبود کرد چه کراشی دختر من بودم بهش میگفتم ماشین بدردنمیخوره یه تیغ بده بعدم باهمون رگ گردنشومیزدم پسره ی زورگو

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

ببین صد در صد مطمئن باش بین مالک و مهران ، مهران بهترین نفر برای یاموره 😁
قبول دارم وحشی بازی خیلی در آورده ولی خب نمیدونم کی کیشون بخاطر عموی یامور مرده و طبق حرفای الماس( 😁 ) انگار یه داستان دیگه هم با عموهای یامور داره پس حق داره بخواد کمی وحشی باشه 😁
تازه میتونست به یامور تجاوز کنه و بعد بگه زنمه و دوست داشتم میتونست کتکش بزنه و بازم بگه زنه دوس داشتم اما هیچ کدوم رو نکرد…
بجز از دید یامور از دید مهران هم به قضیه نگاه کنی روش کراش میشی 😁 😍

آخرین ویرایش 10 ماه قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

نه بابا من خودم یکی دارم دیگه کراش نمیشم عزیزم ازماگذشته دیگه پیرشدیم

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

عشق با کراش فرق میکنه هااا😁😂😂
اووو هر کی ندونه فکر میکنه شصت سالته 😐😂

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

شصت سالم نیست ولی خب 27سالم وروحیم شایدحدودا هفتادسال ….نامزدم اینقدخوب وهمه چی تمومه که دیگه کسی به چشمم نمیاد البته الان ازدستش عصبیم ولی خب بازم، روکسی اونم کی مهران بی ادب کراش نمیشم

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

اولا بچه ام اصلا بی ادب نیست😁
دوما هی بخودت تلقین نکن روحم فلان سالشه و اینا😂🤦‍♀️
کودک درونت را فعال کن و حالشو ببر😁🤣
تازه نامزدتم خیلی آدم باحالیه دوتایی کیف کنین😁🤣
از دستشم عصبی نباش گناه داره😁🥺

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

اگربدونی چیکارکرده میگی خفش کن

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

دیدم زیر رمان لیلا تعریف کردی😁🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

خب پس دیگه بگوحق داری بکشیش

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

اونم گناه داره… فکر اینکه تو بخوای بری پیش مهرداد مخش رو از کار انداخته…
البته که من جات باشم خودمو براش میگیرم تا حالیش شه اما بازم گناه داره 😁 😂 🤦‍♀️

آخرین ویرایش 10 ماه قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

ستی جونم دقیق بگوباخودت چندچندی حالاگناه داره یانه بعدشم مگه ماتو قصه هازندگی میکنیم که من دقیقا یک ماه مونده به عروسیم نامزد رو ول کنم اصلا توجیه خوبی نیست عزیزم .؟

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

ببین تو این داستان صد در صد حق باتوعه
ولی اونم دیوونه است دیگه 🤣 🤣 🤣
شما که عاقلی بدون گناه داره🤣🤣🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

ازدست تو من تومدرسه و دانشگاه هم اینقددوست نداشتم خوشحالم که اتفاقی سرازاینجادرآوردم…من که دیونه ترم ولی باشه بخاطرروی گل تو گناه داره

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

❤ ❤ 😂 😂

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

بابا نه ولش نکنی ها🤣 اون بدبخت یه لحظه با خودش فکر کرده داره تو رو از دست میده تو هم دو تا سیلی بزن و وقتی فحششم دادی شروع کن بهش بگو که من مهرداد دوست ندارم و دلیل صمیمیت اون موقعمم باهاش فکر کنم بیشتر بخاطر این بوده که از بچگی با هم بزرگ شدیم و الان من هیچ حسی به اون ندارم و تو رو خیلی دوست دارم و از وقتی که با تو نامزد کردم حالم خیلی خوبه🤣❤️

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

بعدم برو لباشو ببوس🤣🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

دیگه چی🤣🤣 . میخوای پسره پررو بشه ، بعدش شروع کنه به ….. استغفرالله🤣🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

ته همه قهرا باید به یه جای پر لذذذت ختم شه🤣🤦‍♀️
ببخشید دوستانفازمنحرفیم زده بالا دوباره🤦‍♀️🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

🤣🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

الان اینوبامنی؟

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

آره دیگه😁
لب تو لب شین عمق عشقتو میفهمه🤣
جان من ولی شب بعد از عروسیت بیا برا من تعریف کن دقیقا چیشد🤣🤦‍♀️
احساس میکنم همه راجبش خالی میبندن

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

خدالعنتت نکنه دختر چه لب تولبی خاکبرسرم همینم مونده فقط بخدامن تاحالایه بارم خودم نرفتم سمتش الان که به خونش تشنم برم ببوسمش عمرا….مثلاچی روخالی میبندن

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

منم🤣🤣🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

نگفتی ستی جون چی روخالی میبندن؟

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

شب عروسی رو که درد داره یا نه ….. و استغفرالله🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

بیشتر کنجکاوه سه نقطه اشم🤣🤣🤦‍♀️

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

والا خودمم میترسم ولی از اطرافیانم شنیدم دردنداره حالانمیدونم برای این میگن که استرس نگیرم یاواقعااینجوریه اماازنظرمن بخوای بدونی میگم معلومه که درد داره تازه بدم درد داره حالاتجربش کردم حتمابهت میگم عزیزم

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

کلا همه چیزش رو😂😂😂
والا هر کی یه جور راجبش حرف میزنه بعد احساس میکنم یه جوری دارن خالی میبیندن😂🤦‍♀️
میخوای قشننگ برات باز کنم؟؟🤣🤦‍♀️
با مامانمم جرئت ندارم راجبش صحبت کنم😂🤦‍♀️

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

هیچی دیگه بخوای صحبت کنی قشنگ سرتو میزنن🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

من مامان یکی از دوستام نشسته با عروسک قشنگ برای دوستم سکانس به سکانس تعریف کرده🤣🤦‍♀️
مامانش رو دیدم خیلی باحاله لعنتی😂🤦‍♀️

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

نه بابا مگه داریم مامانش والا من کلاخانوادم زیادی راحتن ولی بازم در مورد این جور موضوع ها هیچوقت مامانم باهام حرف نزده امابجاش عمه ام زیادحرفای مثبت هجده میزنه می‌دونی کلی میگن هرچی با همدیگه احساس راحتی بکنیددردهم کمتر میشه من که فکرکنم کشکه ولی جدی ستی توازمنم بهترحالیته

sety ღ
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

مامانش اصلا تو یه فاز دیگه اس🤣🤣🤣
همه دنیا به یه ورشه کیف میکنه 🤣 😂 🤦‍♀️
من راستش از روی کنجکاوی خیلی تو نت راجبش خوندم 😂 🤦‍♀️
من خاله ام اینجوریه البته جلوی مامانم جرئت نداره چیزی بگه😁🤣🤦‍♀️

arghavan H
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

خوش به حال دوستت🥺

بی نام
پاسخ به  sety ღ
10 ماه قبل

راحت باش عزیزم اینجاکه غریبه ای نیست بازش کن منم یه چیزی یادبگیرم

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

نه دیگه اینارونمیگم خودش بایدشعورش برسه وبفهمه اگرپنج ساله نفهمیده مهرداد واسه من تموم شده دیگه نمی‌فهمم حتی باگفتن من

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

🤣🤣 نازنین جون آرام باش نهایتا اینه که ۲ تا سیلی بهش میزنی دیگه
ولی من خودم با گزینه فحش بیشتر موافقم🤣🤣🤣🤣

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

بلد نیستم فحش بدم ولی سیلی رونگه داشتم تانزنمش که دلم خنک نمیشه ولی هنوز زوده بذارچندروز منت بکشه تادیگه اینجوری منوول نکنه هروقت که تصمیم گرفتم باهاش آشتی کنم سیلی میزنمش که تاعمرداره یادش نره پسره ی……حالااشکال نداره توجای من فحش بده تادلت خنک شده😉

آخرین ویرایش 10 ماه قبل توسط بی نام
بی نام
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

شایددل منم خنک شد

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

🤣🤣🤣
من فحشامو دادم 🤣🤣

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
10 ماه قبل

دستت دردنکنه زحمت کشیدی🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
10 ماه قبل

خواهش میکنم نازی جون🤣🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
10 ماه قبل

همین کارم کرده
بنده خدا شب تو ماشین خوابیده😂😂

بی نام
پاسخ به  الماس شرق
10 ماه قبل

آخه تونمیتونی من چی کشیدم عزیزم بیشترازسنم تاوان دادم

بی نام
پاسخ به  الماس شرق
10 ماه قبل

وای خدا شماهاچقدباحالین بچه هامون واسه کنکورازاتاقم هم بیرون نمیومدم گوشمم خاموش بود چقدبیخیالین شما