نویسنده هایی که به مدت یک ماه پارت گذاری نکنن رمانشون از سایت حذف میشه

رمان غرامت

رمان غرامت پارت 15

4.2
(66)

نگاهم بالاکشید و سعی داشت پایین تنه‌اش را ثبت نکند
همآن در کوچک را باز کرد و واردش شد
به احتمال زیاد باید حمام باشد..

-کجآ موندی؟

به خودم آمدم و با ترس وارد همانجایی که حدس زدم حمام باشد شدم
که آنم درس درآمد
طول و عرض حمام با سرامیک سفید مانند مکعب تنگ و در عین حال مجهز به همه موارد مورد نیاز بود..
مهران روبه روی آیینه تقریبا بزرگی که به دیوار متصل بود ایستاد و دستی به ریش‌اش کشید..

-بیا تو

هنوزم نمی‌دانستم قرار است چکاری انجام بدهم.

-از تو اون کارتن دم در ماشین اصلاحم بیار

طبق امرش ماشین اصلاح را برداشتم از ترس در را همانطور باز گذاشتم انگار کسی در میان اتاق است که مرا نجآت دهد..
به سمتش می‌روم و در چندقدمی‌اش می‌ایستم، از راه رفتنم آنم با این سر و وضع که هربار گیس هایم به شانه هایم برخورد و برهنگی‌ام را یاد آور می‌شود بدم می‌آید
از آیینه دل کند و نگاهی به من انداخت

-اینا رو برام بزن
دستی به ریش های بلندش کشید،
از تعجب چشمانم را گرد کردم که نگاهش خیلی سریع روی بدنم چرخی زد و کمی عصبی دستی میان موهای‌اش کشید

-نگفتم سرم و بزن که چشات و گرد می‌کنی!

به خود آمدم کمی سعی کردم با دستانم ممنوعه های که باعث آن دانه عرق کنار شقیقه هایش شده‌است بپوشانم
آخر مگر مجبوری؟خودت عذاب بیشتری می‌کشی نه من!
یک قدم فاصله را کم می‌کنم ، ماشین را روشن می‌کنم خیلی بارها من بودم که از روی علاقه زیاد ریش یا موهای عمویم را کوتاه کردم

-الان تو اون فاصله میخای چی بزنی؟

بی‌اراده لرزیدم و چشم دزیدیم که باز او را عصبی کردم، بازو هایم را به چنگ گرفت مرا به دیوار سرد حمام کوبید

-بهت میگمم عصبی‌ام نکن تو نمیفهمی نه؟

دستان جمع شده روی سینه‌ام کمی عقب می‌رانم تا آن ماشین روشن کاری دستمان نداده..

-بب..خشید

دستانش را آزاد کرد و کنارم روی دیوار گذاشت و سرش در مماس صورتم نه کمی پایین تر قرار داد

-حالا بزن

دست لرزانم را به سمتش دراز کردم
سخت ترین کار ممکن بود مخصوصا در برابر نگاه خیر او

-این کبودی روی بازوت چیه؟

لبانم را به دهن کشیدم ماشین را روی ریش های زبرش گذاشتم

-دستای تویه..

حواسم را دقیق جمع کردم تا به زخم های تازه آسیبی نرسانم ولی مگر می‌شد
نفس های گرمش روی گردنم پخش می‌شد و نگاه خیرش حوالی بازویم

-چقد نازک نارنجی

دقیقن آن فشار دستانش مرد آهنین را می‌ترکاند مرا فقط کبود کرده مبارکم باشد..

-من و عصبی نکنی کار به کارت ندارم..

به این رمان امتیاز بدهید

روی یک ستاره کلیک کنید تا به آن امتیاز دهید!

میانگین امتیاز 4.2 / 5. شمارش آرا : 66

تا الان رای نیامده! اولین نفری باشید که به این پست امتیاز می دهید.

نمایش بیشتر
اشتراک در
اطلاع از
guest
101 نظرات
قدیمی‌ترین
تازه‌ترین بیشترین رأی
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه ها
سارا ساوا
سارا ساوا
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

مرسی عشقم😍🙏🔥

بی نام
1 سال قبل

یعنی تامیام برم تواوج قصه تموم میشه خیلی کمه بخدا

بی نام
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

فدات بشم آخه داستانت خیلی قشنگیه دوست دارم همشویه جابذاری

sety ღ
1 سال قبل

لعنتییی 🤤 ❤
یامور چرا مثل آدم با این فرشته جذااااااب برخورد نمیکنی آخه؟؟ 🤤 ❤ 🤣
چرا ازش میترسی؟؟؟؟ اینکه انقدر کرااشه🤤😂

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

وای ازدست توستی پسره روزاول بهش گفت دختره علی مفنگی بعدم دستشوکبود کرد چه کراشی دختر من بودم بهش میگفتم ماشین بدردنمیخوره یه تیغ بده بعدم باهمون رگ گردنشومیزدم پسره ی زورگو

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

ببین صد در صد مطمئن باش بین مالک و مهران ، مهران بهترین نفر برای یاموره 😁
قبول دارم وحشی بازی خیلی در آورده ولی خب نمیدونم کی کیشون بخاطر عموی یامور مرده و طبق حرفای الماس( 😁 ) انگار یه داستان دیگه هم با عموهای یامور داره پس حق داره بخواد کمی وحشی باشه 😁
تازه میتونست به یامور تجاوز کنه و بعد بگه زنمه و دوست داشتم میتونست کتکش بزنه و بازم بگه زنه دوس داشتم اما هیچ کدوم رو نکرد…
بجز از دید یامور از دید مهران هم به قضیه نگاه کنی روش کراش میشی 😁 😍

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

نه بابا من خودم یکی دارم دیگه کراش نمیشم عزیزم ازماگذشته دیگه پیرشدیم

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

عشق با کراش فرق میکنه هااا😁😂😂
اووو هر کی ندونه فکر میکنه شصت سالته 😐😂

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

شصت سالم نیست ولی خب 27سالم وروحیم شایدحدودا هفتادسال ….نامزدم اینقدخوب وهمه چی تمومه که دیگه کسی به چشمم نمیاد البته الان ازدستش عصبیم ولی خب بازم، روکسی اونم کی مهران بی ادب کراش نمیشم

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

اولا بچه ام اصلا بی ادب نیست😁
دوما هی بخودت تلقین نکن روحم فلان سالشه و اینا😂🤦‍♀️
کودک درونت را فعال کن و حالشو ببر😁🤣
تازه نامزدتم خیلی آدم باحالیه دوتایی کیف کنین😁🤣
از دستشم عصبی نباش گناه داره😁🥺

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

اگربدونی چیکارکرده میگی خفش کن

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

دیدم زیر رمان لیلا تعریف کردی😁🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

خب پس دیگه بگوحق داری بکشیش

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

اونم گناه داره… فکر اینکه تو بخوای بری پیش مهرداد مخش رو از کار انداخته…
البته که من جات باشم خودمو براش میگیرم تا حالیش شه اما بازم گناه داره 😁 😂 🤦‍♀️

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

ستی جونم دقیق بگوباخودت چندچندی حالاگناه داره یانه بعدشم مگه ماتو قصه هازندگی میکنیم که من دقیقا یک ماه مونده به عروسیم نامزد رو ول کنم اصلا توجیه خوبی نیست عزیزم .؟

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

ببین تو این داستان صد در صد حق باتوعه
ولی اونم دیوونه است دیگه 🤣 🤣 🤣
شما که عاقلی بدون گناه داره🤣🤣🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

ازدست تو من تومدرسه و دانشگاه هم اینقددوست نداشتم خوشحالم که اتفاقی سرازاینجادرآوردم…من که دیونه ترم ولی باشه بخاطرروی گل تو گناه داره

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

❤ ❤ 😂 😂

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

بابا نه ولش نکنی ها🤣 اون بدبخت یه لحظه با خودش فکر کرده داره تو رو از دست میده تو هم دو تا سیلی بزن و وقتی فحششم دادی شروع کن بهش بگو که من مهرداد دوست ندارم و دلیل صمیمیت اون موقعمم باهاش فکر کنم بیشتر بخاطر این بوده که از بچگی با هم بزرگ شدیم و الان من هیچ حسی به اون ندارم و تو رو خیلی دوست دارم و از وقتی که با تو نامزد کردم حالم خیلی خوبه🤣❤️

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

بعدم برو لباشو ببوس🤣🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

دیگه چی🤣🤣 . میخوای پسره پررو بشه ، بعدش شروع کنه به ….. استغفرالله🤣🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

ته همه قهرا باید به یه جای پر لذذذت ختم شه🤣🤦‍♀️
ببخشید دوستانفازمنحرفیم زده بالا دوباره🤦‍♀️🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

🤣🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

الان اینوبامنی؟

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

آره دیگه😁
لب تو لب شین عمق عشقتو میفهمه🤣
جان من ولی شب بعد از عروسیت بیا برا من تعریف کن دقیقا چیشد🤣🤦‍♀️
احساس میکنم همه راجبش خالی میبندن

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

خدالعنتت نکنه دختر چه لب تولبی خاکبرسرم همینم مونده فقط بخدامن تاحالایه بارم خودم نرفتم سمتش الان که به خونش تشنم برم ببوسمش عمرا….مثلاچی روخالی میبندن

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

منم🤣🤣🤣

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

نگفتی ستی جون چی روخالی میبندن؟

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

شب عروسی رو که درد داره یا نه ….. و استغفرالله🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

بیشتر کنجکاوه سه نقطه اشم🤣🤣🤦‍♀️

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

والا خودمم میترسم ولی از اطرافیانم شنیدم دردنداره حالانمیدونم برای این میگن که استرس نگیرم یاواقعااینجوریه اماازنظرمن بخوای بدونی میگم معلومه که درد داره تازه بدم درد داره حالاتجربش کردم حتمابهت میگم عزیزم

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

کلا همه چیزش رو😂😂😂
والا هر کی یه جور راجبش حرف میزنه بعد احساس میکنم یه جوری دارن خالی میبیندن😂🤦‍♀️
میخوای قشننگ برات باز کنم؟؟🤣🤦‍♀️
با مامانمم جرئت ندارم راجبش صحبت کنم😂🤦‍♀️

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

هیچی دیگه بخوای صحبت کنی قشنگ سرتو میزنن🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

من مامان یکی از دوستام نشسته با عروسک قشنگ برای دوستم سکانس به سکانس تعریف کرده🤣🤦‍♀️
مامانش رو دیدم خیلی باحاله لعنتی😂🤦‍♀️

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

نه بابا مگه داریم مامانش والا من کلاخانوادم زیادی راحتن ولی بازم در مورد این جور موضوع ها هیچوقت مامانم باهام حرف نزده امابجاش عمه ام زیادحرفای مثبت هجده میزنه می‌دونی کلی میگن هرچی با همدیگه احساس راحتی بکنیددردهم کمتر میشه من که فکرکنم کشکه ولی جدی ستی توازمنم بهترحالیته

sety ღ
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

مامانش اصلا تو یه فاز دیگه اس🤣🤣🤣
همه دنیا به یه ورشه کیف میکنه 🤣 😂 🤦‍♀️
من راستش از روی کنجکاوی خیلی تو نت راجبش خوندم 😂 🤦‍♀️
من خاله ام اینجوریه البته جلوی مامانم جرئت نداره چیزی بگه😁🤣🤦‍♀️

arghavan H
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

خوش به حال دوستت🥺

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

راحت باش عزیزم اینجاکه غریبه ای نیست بازش کن منم یه چیزی یادبگیرم

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

نه دیگه اینارونمیگم خودش بایدشعورش برسه وبفهمه اگرپنج ساله نفهمیده مهرداد واسه من تموم شده دیگه نمی‌فهمم حتی باگفتن من

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

🤣🤣 نازنین جون آرام باش نهایتا اینه که ۲ تا سیلی بهش میزنی دیگه
ولی من خودم با گزینه فحش بیشتر موافقم🤣🤣🤣🤣

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

بلد نیستم فحش بدم ولی سیلی رونگه داشتم تانزنمش که دلم خنک نمیشه ولی هنوز زوده بذارچندروز منت بکشه تادیگه اینجوری منوول نکنه هروقت که تصمیم گرفتم باهاش آشتی کنم سیلی میزنمش که تاعمرداره یادش نره پسره ی……حالااشکال نداره توجای من فحش بده تادلت خنک شده😉

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط بی نام
بی نام
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

شایددل منم خنک شد

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

🤣🤣🤣
من فحشامو دادم 🤣🤣

بی نام
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

دستت دردنکنه زحمت کشیدی🤣

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

خواهش میکنم نازی جون🤣🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

همین کارم کرده
بنده خدا شب تو ماشین خوابیده😂😂

بی نام
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

آخه تونمیتونی من چی کشیدم عزیزم بیشترازسنم تاوان دادم

بی نام
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

وای خدا شماهاچقدباحالین بچه هامون واسه کنکورازاتاقم هم بیرون نمیومدم گوشمم خاموش بود چقدبیخیالین شما

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

من خیلی کارا کردم
کلاس نقاشی و طراحی میرم
گیتار یاد گرفتم
کلاسای ورزشی رفتم
الانم که مینوسیم..
اما هیچ کدومشون برای منم اون چیزی نبوده که میخوام… میدونی شاید دنبال یه چیز خاصم نمیدونم….
یعنی تو الان میگی نوشتن رو دوست داری.
من همه اینا دوست دارم اما درحدی نیست که بگم میخوام کل عمرم رو صرفش کنم….
از یه طرفیم دوست دارم تو همه شون بهترین باشم 🤦‍♀️ 🤦‍♀️ 🤦‍♀️
مامانم میگه اهل این شاخه اون شاخه پریدنم🤣🤦‍♀️

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط sety ღ
بی نام
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

نویسندگی خوبه ولی درکنارش باید درستوبخونی چیزی دانشگاه اینجوری موفق ترمیشی عزیزم

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط بی نام
𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

کجاش فرشته جذابهههه هان؟😐🤣
نه مالک نه مهران هیچکدومشون🤣
ازشون خوشم نمیاد🤣
ولی یامور خیلی گناه داره🥲🤣

sety ღ
پاسخ به  𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
1 سال قبل

ولی مهران بهتره ضحی جونی نیست؟؟؟؟🥺🥺

𝒵ℴℎ𝒶 🥹🤍
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

نچ نچ هیچکدوم پسرای حال بهم زن🤣🤣🤣

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

نههههه با من اینکارو نکننننن🥺🥺🥺

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

🤦‍♀️پس منم گزینه چهارم رو میارم قشنگ مثل کنکور شه 🤣

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

اصلا یه وضعیم که نگم برات🤣🤦‍♀️

sety ღ
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

کاپتان مال خود خودت🤣🤣🤣
مهرانو نگیر فقط تو😁🤣

سارا ساوا
سارا ساوا
1 سال قبل

ای مهران بیشرف😂😍😍😍

sety ღ
پاسخ به  سارا ساوا
1 سال قبل

کجاش بی شرفه بچه ام🥺🥺
عشقه عشق🤤😍😍

بی نام
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

🤣🤣

سارا ساوا
سارا ساوا
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

منظورم از استیکرها معلومه😂😂😂😂

سارا ساوا
سارا ساوا
پاسخ به  الماس شرق
1 سال قبل

بابا دارم ازش تعریف میکنم مثلا😒😍

بی نام
1 سال قبل

امروزدیگه پارت نداریم

لیلا ✍️
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

نازی اسم فامیلی خودتو و مهرداد رو بگو و اینم بگو که امیرعلی دوست دختر سابقش چه نسبتی باهاش داشته

دارم رمانتو مینویسم از دیروز شروع کردم فعلا شش قسمتش کامله از الان کلمو نکنیا تا دو ماه دیگه میزارم

و در ضمن موضوع اصلی از زندگیت برداشته شده وگرنه تمامی صحنه ها و حالات ساخته ذهن خودمه

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

سلام عچقم کجابودی کم پیدایی نه عزیزم امیرعلی ودوست دخترش نسبتی باهم ندارن…فامیل من کیایی ….فامیل مهرداد هم ملکی

لیلا ✍️
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

مشغول نوشتن و گرفتن گواهینامه‌امم از این به بعد زیاد وقت نمیکنم اینجا بیام باید با تمرکز رمان رو بنویسم

آهان مرسی که گفتی
بیزحمت اینم بگو که رشته تحصیلیت چی بوده و شغل خودتو امیرعلی و مهرداد رو هم بگو لازمش دارم

sety ღ
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

یه بنده خدایی میگفت میخوام کمتر بنویسم بعد الان همون بنده خدا میگه وقت اومدن به سایت رو ندارم چون میخوام رمان بنویسم 😂 🤦‍♀️

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط sety ღ
لیلا ✍️
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

مثل قدیما دیگه نمینویسم ولی وقتی اینجا میام تمرکزم بهم میخوره خدا نکشتت دختر😂

پرقدرت برمیگردم تا یک ماه دیگه اول جلد دوم بوی گندم بعد رمان نازی جون رو میزارم البته با اطمینان نمیگم از قدیم گفتن تو هر کاری بگو شاید منم فعلا دارم سعیمو میکنم تا خدا چی بخواد

sety ღ
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

یعنی چی تمرکزم بهم میریزه؟؟😐
لیلا قرار بود زود تر جلد دو رو شروع کنی که 😐
اصلا حالا که این طوره منم تمرکزم بهم میریزه جلد دو رو بخونم هر وقت بخوای پارت بزاریش عمرا بخونم😁😎

لیلا ✍️
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

میدونی یه مرضی دارم بیام تو سایت رمان های بقیه رو بخونم هی عجله به جونم میفته که زودتر تو هم رمانتو بنویس بزارش ولی من اینو نمیخوام میخوام یه رمان همه چیز تموم درست از آب در بیارم بعد میزارمش فعلا قسمت هفتش رو هم نوشتم و وارد هشتمی شدم یعنی بخوام اینجوری پیش برم به احتمال اواسط مرداد رمان جدیدم رو میزارم یعنی قبلش بوی گندم پارت گزاری شده پس الکی حرص نخور

sety ღ
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

لیلا با احترام این واقعا یه مرضه 😂 🤦‍♀️
تو از هممون جلوتری که یه رمانت رو تموم کردی 😂 😂
عجله چرا باید بکنی؟؟😂🤦‍♀️

آخرین ویرایش 1 سال قبل توسط sety ღ
لیلا ✍️
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

جلد دو آماده ست فقط قراره آخرای تیر پارت گزاری شه

سه تا رمان نصفه نیمه هم دارم ولی فعلا تموم فکر و ذکرم رمان نازیه که باید به خوبی بنویسمش

sety ღ
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

خب چرا آخر تیر؟؟😐

لیلا ✍️
پاسخ به  sety ღ
1 سال قبل

چون اگه الان بزارم درگیرش میشم نمیتونم این یکی رمانم رو تموم کنم میخوام تو یه تایمی بزارم که بلافاصله بعد از اتمام جلد دو رمان نازی رو بزارم

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

یه جورایی هدیه ی عروسیمه دیگه؟

لیلا ✍️
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

امیدوارم خوشت بیاد ازش

میدونی یه قسمت هایی که من دارم به حالت کلی تو دلم گریه میکنم این امیرعلیم اوایل یکم رفتاراشو حرص درار کردم فقط کشته مرده اینه که ستی با بیل بیفته دنبالش😂😂

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

به سلامتی موفق باشی عزیزم

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

رشته من بیهوشی ،بابام هم رئیس بانکه ،مامانم دبیرفیزیک،مهرداد مهندسی عمران خونده دایی هم یه شرکت ساختمان سازی داره مهرداد هم اونجاکارمیکنه،امیرعلی هم رشته اش علوم آزمایشگاهی تودانشکده ارتش تهران درسخونده الآنم توبیمارستان وزارت دفاع کارمیکنه ازاون طرف هم ترم آخره داره فوق لیسانس میگیره عموم بابای امیرعلی گالری طلاجواهرات داره کافیه؟

لیلا ✍️
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

اوه آره اطلاعات بارون شدم
میدونی عزیزم به خاطر چشمم باید رعایت کنم واسه همین روزی یکساعت الی دو ساعت مینویسم تا برسه به شصت هفتاد قسمت یه دو ماهی طول میکشه پس
نمیدونی الان تو چه قسمت هاست اسپویل نمیکنم ولی همه میدونن که امیرعلی کیه الان اینجای داستان تازه از امیرعلی رونمایی کردم😂

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

آره خواهرجونم زیادبه خودت فشار نیا…واینکه امیرعلی واقعاقبل ازرابطش یامن حرص درآر بودحسابی ولی وقتی اومدخواستگاریم اصلایکی دیگه شد می‌دونی من مهریه آنچنانی نخواستم بجاش گفتم دوست دارم نمازبخونه اونم ازهمونموقع سرقولش مونده

لیلا ✍️
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

باشه گلم آخیی پس یه شخصیت شیطون و ناخلفی داشته آره؟ خوب شد آدمش کردی😂😂

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

کلاهمه اطرافیان من ناخلفن😱🤣

بی نام
پاسخ به  لیلا ✍️
1 سال قبل

هروقت هرسوال برات پیش اومدبپرس

لیلا ✍️
پاسخ به  بی نام
1 سال قبل

حتما مرسی 😘

سارا ساوا
سارا ساوا
1 سال قبل

الماس جونم اول صبحی اومدم پارت نیست🙃🤔جون مهران پارت جدید بده🤩😜😁

دکمه بازگشت به بالا
101
0
افکار شما را دوست داریم، لطفا نظر دهید.x